تصویر

امروزه استفاده تصویر در تبلیغات تجاری و بسته بندی محصولات به منظور جلب توجه مشتریان و ترغیب به خرید کالا یک روش متداول شده است که بیشتر این تصاویر یا با تکنیک عکاسی،یا به شیوه تصویر سازی خلق شده اند. غالبا خریداران ، در پی بسته هایی هستند که کالای مورد نظرشان را به خوبی نشان دهد و آنان را از نوع ، شکل و کارآیی دقیق محصول آگاه سازد .برای آنکه مردم از درون بسته به طور کامل آگاهی یابند ، راه های مختلفی وجود دارد . استفاده از طرح های مختلف ، عکس یا انواع شیوه های تصویرسازی روش هایی برای نشان دادن محتوای بسته بندی است و یا ممکن است برای این کار از ساختارهایی استفاده شود که همه یا بخش هایی از محصول به نحوی در معرض دید خریداران قرار گیرد(کرمانی نژاد، 1385، 106). در بعضی موارد بسته بندی خوراکی ها و مواد غذایی ، عکس طبیعی کالا بیش از یک طرح تصویرسازی شده ، نظر خریداران را جلب می کند. اغلب اگر خود محتوی از درون بسته دیده شود ، میزان اعتماد و رضایت مخاطب ، کامل تر و بیشتر  می شود.

در یک تصویر سازی حرفه ای می توان جزئیات یا امتیازات محصول را بهتر از عکس نشان داد. در برخی از موارد حتی ممکن است از طبیعت سازی دور شویم و با استفاده از تکنیک ها و روش های مختلف، به ارائه ی تصویری نه چندان طبیعی از کالا یا موارد استفاده ی آن بپردازیم ، که خود می تواند عامل ارتقای طراحی شود. در بسیاری از موارد که شکل و ظاهر کالا چندان اهمیتی در کیفیت و کارآیی آن ندارد ، می توان از طرح های انتزاعی و نقوش مختلف بهره گرفت .

 

 اگر چه بازنمایی در عکاسی به صورت مکانیکی به دست می آید و شباهت تصویر با موضوع بسیار بالا است اما خصوصیت مستند بودن و ارجاع به واقعیت همیشه هدف اصلی نمایش تصویر بر روی بسته بندی کالا نیست. آدلف آرنهایم معتقد است هنگامی که هنرمند به بازنمایی اشکالی آشنا می پردازد، می تواند بر تصویر متعارفی که بیننده در ذهن دارد تکیه کند، و با فاصله گرفتن از این تصویر متعارف ایجاد تنش نماید. تمامی اشکال تنش محصول از شکل افتادگی هستند که البته این تنش به واسطه حضور ضمنی مبنای متعارفی ایجاد می شود که یک شکل از آن فاصله گرفته است (آرنهایم، 1386،540-542) بر این اساس عکس قابلیت کمتری دارد که از مبنای متعارف واقعیت دیداری فاصله بگیرد به آن اندازه که این توان در تصویرسازی است بنابراین تصویرسازی همیشه این مزیت را دارد که تنش و نیروی بصری بیشتری داشته باشد که در مواردی می تواند برای تبلیغات مفید باشد. همچنین با قابلیتی که در اغراق های معنادار است می توان خصیصه های ویژه ای را بهتر نمایش داد.

 چارلز ساندرز پیرس مدعی است که در تامل با یک تابلوی نقاشی،لحظه ای پیش می آید که ما آگاهی و هوشیاری خود را در مورد حقیقی یا مجازی بودن آن از دست می دهیم و فرق میان اصل و فرع را مورد غفلت قرار می دهیم . جالب اینجا است که وقتی ما عکس یک دست را با کارتون همان دست مقایسه می کنیم عکس را از کارتون واقعی تر می شناسیم.اما اکثر آدم ها تصویر یک دست به صورت کارتون را زودتر از عکس آن می شناسند(ضیمران،1383، 65)

ویژگی تصویر سازی تبلیغاتی در مقایسه با عکاسی تبلیغاتی در این است که می توان آزادانه تر دخل و تصرف کرد ؛ سادگی و منطق تجسمی را بنا به ضرورت تغییر داد. به این ترتیب با حفظ فضایی گشاده در سطح تصویر و بکارگیری شکل های محکم و زبده نما، به سهولت هویت شکل ها معلوم و معنی شان مفهوم می گردد(اسفندی،1383، 38).همان گونه که منطق تجسمی-قواعد حاکم بر بازنمایی و "رعایت پیوستگی"میان عناصر گوناگون تصویر-هم بنا به محتوای پیام می توان گزینش کرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم اسفند 1388ساعت 15:12  توسط مهرداد صدقی  |