نویسنده: فرید یاحقی، کارشناس ارشد انیمیشن دانشگاه هنر
تلخیص و بازنویسی: مهرداد صدقی
مقدمه: این مقاله تحقیق توسعه ای درباره جناس است و با توسعه طبقه بندی انواع جناس از ادبیات به حوزه انیمیشن قابلیت درک و طبقه بندی این مقوله را در هنرهای تجسمی و به ویژه در انیمیشن بالا می برد.
آرایه های ادبی چون تشبیه، استعاره، مجاز و جناس تنها مخصوص زبان نیستند، یعنی ورای اطلاعات زبانی ما نیز قابل درک می باشند. به نظر می رسد که این مقولات قبل از آن که بخواهند ادبی یا زبانی باشند، به شدت انسانی و فطری هستند. ذوق کشف تشابهات و پیوند دادن چیزهایی که ظاهرا به هم ربطی ندارند در ذات تمام انسان ها وجود دارد. به قول اپیکتتوس "انسان درگیر تصوراتی است که از اشیا دارد، نه دلمشغولی خود اشیا"[1].انسان اولیه ابزارهای را می سازد که شباهت به نمونه های مشابه آن در طبیعت اطرافش بوده است مانند برخی از ابزارهای شکار و جنگ که با توجه به شکل شاخ های حیوانات ساخته شده بودند.
دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی این عمل انسانی را "جادوی مجاورت" می خواند و یکی از علایق فطری انسان را کنار هم قرار دادن عناصر متشابه به لحاظ تصویری یا آوایی، فارغ از شباهت های معنایی شان در نظر می گیرد. " ما در پرتوی جادوی مجاورت، از رهگذر تشابه صوری عناصر یا وحدت صوتی آن ها، نسبت به جنبه معنوی آن ها- که چقدر از یکدیگر دورند- غافل می شویم و آن ها را چنان که در صورت در معنی هم نزدیک به هم احساس می کنیم"[2]
در تصویر هم این جادوی مجاورت زمانی اتفاق می افتد که هنرمند تصویر را به کمک تغییرات بصری به گونه ای دوپهلو ارائه می کند یعنی بر مفهوم دیگری جز خود دلالت می کند. به عبارت دیگر همنشینی و جانشینی دو تصویر مشابه (تشابه شکلی) که به دو مدلول متفاوت دلالت می کنند. در غرب این شکل از جناس را جناس بصری[i] می نامند. استیون هلر، پژوهشگر برجسته ارتباط تصویر، جناس بصری را این گونه تعریف می کند: "تصاویری با دو یا چند معنی متفاوت وقتی با هم ترکیب شوند پیام واحدی را القا می کنند[3]. جناس بصری مخاطب را به درک ایده ای با بیش از یک موضوع وادار می کند. اگر ایده ای در کار نباشد، بنابراین جناسی نیز وجود نخواهد داشت.
جناس در انیمیشن و انواع آن
با آنکه انیمیشن از ترکیب تصویر، کلام، موسیقی و حرکت ساخته می شود اما در این مقاله فقط جنبه های مشابهت های بصری مورد بررسی قرار گرفته و بر همین اساس به دسته بندی جناس های بصری مطابق با جناس های لفظی پرداخته شده است. در جناس های لفظی دو دسته کلی جناس های تام و جناس های ناقص وجود دارد.
جناس تام که بهترین نوع جناس در ادبیات محسوب می شود زمانی اتفاق می افتد که دو واژه از حیث نوع، تعداد، ترتیب و حرکت حروف، یکسان و از حیث معنا متفاوت باشند. مانند شیر و شیر (شیر خوردنی و حیوان شیر)، دل و دل (دل حقیقی و دل مجازی) یا گور و گور (قبر و گورخر). مثالی از بیت منسوب به خیام:
بهرام که گور می گرفتی همه عمر/ دیدی که چگونه گور بهرام گرفت.
جناس ناقص جناسی است که در آن دو کلمه در یکی از حروف یا حرکات یا ترتیب، و نه بیشتر، با هم اختلاف داشته باشند. مانند قالب و غالب، آسوده و آلوده و همچنین کوه و شکوه که در بیت سلمان ساوجی به این گونه بکار رفته است:
با شکوه کوه حلمت ابر گریان بر جبال/ با وجود جود دستت برق خندان بر سحاب
این دسته بندی در تصاویر را می توان این گونه تعریف کرد: جناس تام، جناسی است که در آن دو تصویر با معانی متفاوت از لحاظ شکل، اندازه، رنگ و بافت مانند هم باشند. جناس ناقص جناسی است که در آن دو تصویر با معانی متفاوت تنها از نظر شکل، یا اندازه، یا رنگ و یا بافت «شبیه» به هم باشند.
جناس تام در مورد تصاویر صد در صد اتفاق نمی افتد چرا که کمتر دو تصویر با دو معنای متفاوت وجود دارند که از هر حیث مانند هم باشند. به عنوان مثال جانشینی پنبه به جای ابر یک جناس است ولی از آن جا که پنبه صد در صد شبیه به ابر نیست نمی توان جناس تام باشد بلکه از نوع جناس ناقص است. تنها زمانی جناس های تصویری می توانند به جناس تام نزدیک شوند که یکی از دو حالت زیر اتفاق بیفتد:
· تصاویر از نشانه های شمایلی به سمت نشانه های نمادین، که غایت آن ها کلمات هستند، نزدیک بشوند. پرچم ها و علامت های ترافیکی نمونه هایی از این دست تصاویر هستند. نمونه ای از این نوع جناس می تواند از بازی با مفاهیم «تعجب» و «خطر» که هر دو نشانه ای تصویری هستند ساخته شود
· تفاوت های معنایی یک نشانه تصویری در دو فرهنگ متفاوت باعث به وجود آمدن تنافض شوند. مانند اژدها که در چین نماد پادشاهی و قدرت ولی در ایران نماد پلیدی و بدبختی است.
با این توضیحات جناس های تام در حوزه تصویر به ندرت روی می دهد برای همین تمرکز بعدی این مقاله بر روی جناس نافص و انواع آن خواهد بود که برگرفته از کتب صناعات می باشد. جناس ناقص خود به سه دسته تقسیم می شود که شامل انواع زیر است:
جناس زاید: که در ادبیات به جناسی گفته می شود که در آن یکی از متجانسین حرفی زائد بر دیگری داشته باشد مانند کوه و شکوه. در جناس های تصویری هم شبیه به این جناس هنگامی رخ می دهد که مثلا با اضافه کردن یک خط به تصویری چیز دیگری از آن بازنمایی شود. این جناس در انیمیشن کاربرد بسیار دارد و تکنیک مورف، که از ویژگی های انیمیشن است اشکال مشابه به زیبایی به هم تبدیل می شوند.
جناس مزدوج: که در ادبیات به جناسی اطلاق می شود که دو واژه متجانس پشت سر هم بیایند. این گونه از جناس را معمولا در آثار منثور به صورت سجع و در آثار منظوم به صورت قافیه می بینیم. در انیمیشن به دلیل اتکا بر زمان به عنوان یک عنصر اصلی، بر خلاف نقاشی و کاریکاتور از این نوع جناس استفاده فراوانی می شود. در فیلم 78 تور (جورجز شویزبگل، 1985) به تصویر کشیدن اشکال دایره ای شکلی مانند میز، فنجان، چرخ و فلک، بشقاب، پلکان مارپیچ و ساعت در کنار حرکت عناصر و دوربین ریتم روانی را بوجود آورده است. همچنین با تفطیق و اتصال نماها و سکانس ها که مقوله ای کاملا سینمایی است می توان از این نوع جناس ها استفاده زیادی کرد. مثلا در نمای آغازین فیلم کوتاه برخواسته (پیکسار 2006) با یک دیزالو از نورانی ترین نقطه تصویر آرم پیکسار (همان چراغ مطالعه معروف) به نورانی ترین نفطه اولین نمای فیلم، یعنی قرص کامل ماه در آسمان جلوه ای شاعرانه و تحسین بر انگیز ایجاد می کند.
جناس مقلوب یا واژگونه: این جناس که معکوس نیز خوانده می شد، جناسی است که در آن حرف های دو واژه همگون به لحاظ نوع و تعداد برابر اما به لحاظ ترتیب مخالف و بر عکس باشند مانند: جنگ و گنج. در حوزه تصویر هم بسیاری از تصاویر وقتی واژگون می شوند، شبیه به چیز دیگری می شوند و معنا و مفهوم جدیدی پیدا می کنند. در نمای آغازین فیلم زندگی در یک قوطی (برونو بوزتو، 1967)، تصویر خورشید در حال طلوع پس از چرخش 90 درجه ای دوربین بر حول محور خودش، تبدیل به شکم بر آمده مادری که آماده زایمان است می شود. در این جا شباهت بین این دو تصویر برای توصیف هر چه زیبا تر طلوع خورشید زندگی قهرمان داستان استفاده شده است.
نتیجه
جناس ها در فرایند ارتباطات نقش موثری دارند و نیروی جادویی ناشی از پیوند را به اثر خود انتقال می دهند و اثر را دلنشین تر می کند. به این ترتیب هنرمند با درک تفکر حاکم بر جناس می تواند در رسین به راه حل های نمایشی خلاقانه تر تصمیم گیری کند . همچنین بر اساس این دسته بندی نه تنها می توان انواع جناس های تصویری را تولید کرد بلکه می توان از دیگر آثار هنری استفاده کرد و ایده هایی را که منجر به خلق جناس شده را بیرون کشید و بنا به ضرورت از آنها استفاده مناسب کرد. برای تحلیل گر آثار بصری هم این دسته بندی می تواند در شناسایی و بیان پیچیدگی های تصویر در قالب کلام و نوشته کمک کند.
ناگفته نماند در این مقاله برای انواع جناس در انیمیشن نمونه هایی تصویری ارائه شده بود اما چون فایل ارسالی آقای یاحقی به صورت پی.دی.اف بود انتقال تصاویر به این متن مقدور نبود.
[1] اپیکتتوس به نقل از سیمون کریچلی؛ درباب طنز؛ ترجمه سهیل سمی؛ تهران:اندیشه امروز، ص 1383
[2] شفیعی کدکنی، محمد رضا؛ "جادوی مجاورت"، بخارا؛ شماره 2 ، 1377 ، ص 23
[3] Heller, steven, Design Humour, Allworth press, New York